بـرای تـــو دیگـر چـه فـرقی می کنـد

مـن تـوی چنـد آغـوش گریـستـم

 

و از تـک تـک شان تـو را خواستـم ؟

چـه فـرقی می کنـد وقتـی رفـتی

 

صدای هـو هـوی دیـگران

 

گـوش رویـاهایـم را کــر کرد ...

 

حتـی مـهم نیـست چنـدبـار دلـم لـرزیـد

وقتی کسی را دیـدم که شبیـه تـــو بـود ...

می دانـم دیـگر هیچـکدام مـهم نیـست

 

امـا تـــو

چشمـانـت را آرام بـبنـد و بـخنـد!

 

یک نـفر ایـنجـا هسـت

 

کـه چیـزی بـه وسعـت زنـدگی اش

 

بـه /لبـخنـدهای تـــو/ بـستـه ...

سلاممیبینی چه اکتیو شدم ... تنها دلخوشیم شده یه صفحه که خدا میدونه کی قراره فیلتر بشه و داغ این همه نوشته به دل من بمونه

حالت چظوره ؟؟؟

من که به شدت بی قراره روزهای خوشم و فراری از تموم روزهای بد ...

تو چطور ... میدونم شاید حالم رو نپرسی و خیلی واست مهم نباشه اما برای اطلاعت میگم که خیلی داغون و خستم ... نه به خاطر تو ها ...

کلا بد روزاییه .... همش میخوام تعطیل باشه و بخوابم توی خونه ....

دلم شبای قدر رو میخواد ... دلم مشهد میخواد ...

دلم یه جایی میخواد که اگه توش گریه میکنی اونم با صدای بلند هیچکس ازت نپرسه چیزی شده ؟؟؟

مگه میشه چیزی نشده باشه و آدم گریه کنه ... پس حتما چیزی شده و وقتی هم من نمیخوام بگم چرا اصرار میکنین

خدا از همه ی اتفاقا آگاهه که اونم انگار آدرس کوچه ی علی چپ و خوب یادگرفته ...

تا باهاش حرف میزنم روشو میکنه اونور ...

عیبی نداره ... مشکل ما اینه که خدای هر دومون یکیه ... شاید من دعا میکنه و تو خلافشو ازش میخوای ... تورو ارجح میبینه و حاجت تورو میده

برای آخرین وداعم تبر آخرو خدا زد به ریشه دوستی

شاید تو استخاره کردی و خوب اومده و تو برای همیشه منو به خدا سپردی ...

راستی چه لذت بخشه وقتی وظیفه تو گردن خدا میندازی ... و منو به اون میسپاری ...

من تورو دلم نمیاد حتی به خدا بسپارم ... حسادت ... دیوانگی ... نامردی ... خیانت .... بی منطقی همه از عوامل بروز عشقه ...

راستی خیلی ها برای آشتی دادن ما واسطه شدن ... پیش توام اومدن ... من به همشون گفتم دخالت نکنن ... بزرگ شدم نه ؟؟؟

نمیخوام هیچ کس جلوی تو خراب شه

راستش تنها یادگاری و ماندنی ترین خاطرات زنده ی تو این چند تا دوست مشترکن که اونام با عشقی که به تو دارن کم کم نازنین رو فراموش میکنن

برات آرزو میکنم بهترین جوونیهارو داشته باشیییییییییی

خداگهدارررررر

/ 0 نظر / 6 بازدید